خرید بک لینک

من داشتم دودوتاچارتا میکردم ببینم این روزشماری و ماهشماریها کی به عدد رند میرسه با یه شیرینی و شام مبارکش کنم. که امروز، درست روزی که میخواستیم بریم و تغییرات اساسی بدیم به خونه، مصیبت اومد و در خونهی یکی از عزیزترینهای ما رو زد ..

آره. زندگی این طوریاست ...

برچسب: نویسنده: ماهان ایمانی تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1402 ساعت: 15:01

دلم میخواد راهی که شروع کردم تا انتها برم. خدایا اگه خیره کمکم کن.

برچسب: نویسنده: ماهان ایمانی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1402 ساعت: 12:35

نمره هام یکی یکی میان و لذت میبرم از صفرهای جلوشون. باید یکی مثل من بعد این همه تلخی و سختی به اینجا رسیده باشه تا دلهرهی نمره هم براش شیرین باشه

برچسب: نویسنده: ماهان ایمانی تاريخ: شنبه 14 مرداد 1402 ساعت: 12:41

امشب شب عاشوراست.

واقعا خیلی از تصمیمهای زندگی آدم دوراهیهای سختیه که بعدش خدا نکنه یه حسرت کشنده بیاد سراغت. سادهانگاریه که بگی کاش اون موقع بودم و یه کاری میکردم. وقتی الان هستی و لگد به اعتقاد خودت و بقیه میزنی و از دین زدهشون میکنی

برچسب: نویسنده: ماهان ایمانی تاريخ: شنبه 14 مرداد 1402 ساعت: 12:41

دستی که مشت میشه و جای شعار، شعور رو نشونه میگیره، باید بسپاری به اونی که قصهی دستهاش عالم رو گرفته. اون وقتی که جز بغض چیزی برای نشون دادن نداری، باید مراقب باشی جز سپردن آدمای داستان به خود خدا کار دیگه نکنی ...دستهات رو سپردم به سقا. همینطور دامنی که توش بزرگ شدی رو؛ دامن پراضطرابی که توان فهم یه گوشه از دردهاش رو نداره. من سکوت میکنم که خدا لرزهای چینچین دامنش رو بیشتر کنه. هرچند من به این اضطراب راضی نیستم. اما اگه همچین نشه، خود تو باشی به خدایی خدا بد نمیگی؟ گله نمیکنی...؟؟؟

برچسب: نویسنده: ماهان ایمانی تاريخ: شنبه 14 مرداد 1402 ساعت: 12:41

صفحه بندی